تكيه به شونه هام نكن
من از تو افتاده ترم
ماكه به هم نمي رسيم
بسه ديگه بزار برم
كي گفته كه به جرم عشق
يه عمري پرپرت كنم
حيف تو نيست كنج قفس
چادر غم سرت كنم
من نه قلندر شبم
نه قهرمان قصه ها
نه بنده حلقه به گوش
نه ناجي فرشته ها
من عاشقم همينو بس
غصه نداره بي كسي
قشنگي قصه ماست
كه ما به هم نمي رسيم
در راه رسيدن به تو گيرم كه بميرم
اصلا به تو افتاده مسيرم كه بميرم
يا چشم بپوش از من و از خويش برانم
يا تنگ در آغوش بگيرم كه بميرم
وقتي ميشي نياز من
اگه نباشي پيش من
اشكاي چشمامو ببين
كه ميريزه به پاي تو
بازم كه بي قرارمو
دلواپس نگاه تو
تموم هستي مني
بمون هميشه پيش من
اگر شدم عاشق تو
نزار كه بي تاب بمونم
لالايي شبام تويي
نزار كه من خواب بمونم
دارم برات شعر مي خونم
شايد به يادم بموني
فقط يه چيز ازت مي خوام
هميشه عاشق بموني
دوست دارم خيلي كمه
اما جز اين چيزي نبود
واژه ها رو ولش كنيم
عشقمو از چشام بخون
كاش روياهايمان روزي حقيقت مي شدند
تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند
سادگي مهر و وفا قانون انسان بودن است
كاش قانون هايمان يكدم رعايت مي شدند
اشكهاي همدلي از روي مكر است و فريب
كاش روزي چشمهامان با صداقت مي شدند
گاهي از غم مي شود ويران دلم
اي كاش بين دلها غصه ها مردانه قسمت مي شدند
دوست دارم تو سخن گويي و من گوش كنم
غم دل را به كلام تو فراموش كنم
سينه بشكافم و قلبم به تو تقديم كنم
تا بداني كه فقط جاي تو در قلب من است
دوست دارم: فارسي
انگليسي: iloveyou
احبك : عربي
تركي: senis evar youroum
آلمان: ichie bed
پدات: افغاني
بابا به چه زبوني ديگه بگم دوست دارم خوب دوست دارم ديگه
انواع بوس:
بوس صورت: دوست داشتن
بوس پيشاني: آرامش
بوس بازو: شوخي كردن
بوس لب: عاشق بودن
بوس گردن: نياز داشتن
حالا اگه بخواي بوسم كني بوست شماره چنده؟
تورا من دوست مي دارم نه قدر آب درياها
كه روزي خشك مي گردند شوند بيچاره ماهيها
تو رامن دوست مي دارم نه قدر غنچه و گلها
كه روزي پرپر مي شوند بر آرد آه از دلها
تو را من دوست مي دارم به قدر كهكشان و ماه انجم ها
كه جاويدان بماند عشق من تا بودن آنها
از معني انتظار يك لحظه بايست
ديوانه شدن به خاطرت كافي نيست
يك لحظه بايست و يك جمله بگو
تكليف دلي كه عاشقش كردي چيست؟
بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم گرچه میدانم كه عمری در غریبی زیستم . مثل رودی بستر این خاك را طی كرده ام . تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم . در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق . لب شكست از خشكی اما همچنان می ایستم . دستهایت برگهای عمر سبزم را ربود .گرچه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم . ای فریماه شب تار یاریم كن تا بدانم سایه گمگشته ای از كیستم
چه رنجی از محبت ها کشیدیم برهنه پا به تیغستان دویدیم نگاه آشنا در این همه چشم ندیدیمو ندیدیمو ندیدیم سبک باران ساحل ها ندیدند به دوشِ خستگان باریست دنيا مرا در موج حسرت ها رها كرد عجب يار وفاداریست دنيا عجب آشفته بازاریست دنيا عجب بيهوده تکراریست دنيا
همه جا سردو سیاه رو لبام ناله و آه سر من بی سایبون نگهم مونده به راه دست من غمگین و سرد تو دلم یه گوله درد نه بهاری نه گلی پاییزِ پاییزِ زرد
شبامون آخ که تاریک و چه سرده - دل هامون جای غمه لونه ی درده تو رو بی من - من رو دور از تو گذاشته - چی بگم با من و تو دنیا چه کردی؟ آسمون با من و تو قهره دیگه - هرکدوم از ما تو یک شهر دیگه...
شاد باش که از شادي تو دل شادم / تا شادي ز غم هر دو جهان ازادم / زندگي من همه خوشحالي توست / بي وفايم که وفايت برود از يادم/ دوست دار شما
کاش مغز داشتم و مرگ مغزی می شدم و قلبم را به تو اهداء می کردم...!!!
و الهه ی عشق مرا صدا زد ... عشق را هيچ آرزو نيست مگر آنكه به ذات خويش در رسد. اما اگر شما عاشقيد و آرزويي مي جوييد... آرزو كنيد كه ذوب شويد و همچون جويباري باشيد كه با شتاب مي رود و براي شب آواز مي خواند. آرزو كنيد كه رنج بيش از حد مهربان بودن را تجربه كنيد. و چه زيباست ديدن شوق زندگي در چشمان يك دوست...
شکسپیر : طوری نیست اگه آدم واسه کسی که دوسش داره غرورشو از دست بده . . . ولی فاجعه است که به خاطر غرورش کسیو که دوست داره از دست بده
مي داني چرا قلب آدم دو بار پشت سر هم مي زنه ؟ چون يکي واسه زنده ماندن خودشه يکي هم واسه زنده موندن عشقشه
نبودی بی تو پنهان گریه کردم
تو را دیدم و خندان گریه کردم
برای اینکه اشکامو نبینی
نشستم زیر باران گریه کردم
همیشه وقتی که گریه می کنی اونی که آرومت می کنه دوستت داره اما اونی که با تو داره گریه می کنه عاشقته
اگر روزی دشمن پیدا كردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی! اگر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی
یادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرین برای همه ی عمر! ! !
هرگاه در وادي زندگي از غروب غم هاي بي عاطفه خسته شدي به ياد من باش كه دلم به ياد توست
ای که مدتهاست بامن نیستی ،
من همانم ، که با من زیستی،
رنجهایم را شنیدی باز هم ،
عاقبت گفتی ،
غریبه کیستی ....؟!
نگاهم کن که من محتاج آن چشمان دلتنگم
بگو با من دوباره راز مستی را
که من بی تو به یک دنیا شقایق دل نمی بندم
بگم سلام دل ميگيره
بگم عليك دل
ميميره
فقط ميگم دوست دارم
اينجور دل آروم ميگيره . .
هر كس كه دلي داشت به دلدار سپرد
اين دل نفرين شده ي ماست كه تنهاست هنوز . . .
عشق يعني تا ابد با من بمان
عشق يعني هم نفس با من بخوان
عشق يعني با مني دستم بگير
بی توقع در ره
جانم بمير
گوهر خویش را مکن تقدیم هر ناقابلی
صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی
کو طبیبی تا شکافد قلب خونین مرا
تا ببیند من نمردم عشق تو کشته مرا
عده اي مثل قرص جوشانند؛ در ليوان آب كه بياندازيشان طوري غليان كرده و كف مي كنند كه سر مي روند اما كافي است كمي صبر كني بعد مي بيني كه از نصف ليوان هم كمترند...
من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه
اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه
من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه
آدم خودش رو كه تو دل
اينجوري جا نمي كنه
هركه را از دست ميدهيم بي آنكه بخواهيم پاره اي از وجود ما را ميبرد پس سعي كن كمتر از دست بدهي تا وجودت صد تكه نشود
تو که از کوچه ی مشتاق دلم می گذری
کوچه بن بست است باید دور بزنی!
جارو برقی با اینکه می دونه زباله راه نفسش رو می بنده، باز هم هورتش می کشه
...
...
...
جارو برقیتم آشغال!
دوست داشتن هميشه گفتن نيست
بلكه نگاه است و سكوت
زندگی کن و لبخند بزن
بخاطر آنهایی که با لبخندت زندگی میکنند
سحرگاهان كه عرش كبريايي مي سرايد
نغمه
توحيد ، تو كه آهسته مي خواني
قنوت لحظه هايت را ميان
ربناي سبز دستانت ؛ دعايم كن
آنروز که همه دنبال چشمان زیبا هستند
تو به دنبال نگاه زیبا باش.
گل عشق تو هستم شبنمم باش
دلم دنياي زخمه مرهمم باش
ز درد بي كسي قلبم شكسته
تو شهر بي كسي ها
همدمم باش
هر وقت تو زندگی رسیدی به جایی که یه در بزرگ با یه قفل گنده داره اصلا نترس!
چون اگه قرار بود باز نشه به جای در، دیوار می ذاشتن.
باغبان در را نبند من فرد گلچین نیستم، من اسیر یک گلم دنبال هر گل نیستم.
ماه من پرده ازآن چهره زیبا بردار / تا فلک لاف نیاید که چه ماهی دارد
برای دل من، من از تو آن می طلبم
وز
گمشده ی خویش نشان می طلبم
سر هر مصرع را بردار و بخوان
هر چه شد من از تو آن می طلبم!
گاهی وقتا زندگی تمام حواسشو جمع می کنه تا ببینه تو چی دوست داری تا درست همون ازت بگیره! کاش نفهمه من چقدر دوستت دارم!
ما عاشق فهم و ادب و معرفتيم
ما خاک قدوم هر چه زيبا صفتيم
از زشتى کردار دگر خسته شديم
محتاج دو پيمانه مى
معرفتيم
گاهی وقتها از نردبان بالا می روی تا دستان خدا را بگیری
غافل از اینکه خدا پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته که تو نیفتی.
ز مرگم هیچ نمی ترسم اگر دنیا سرم ریزد، از این ترسم که بعد از من
گلم را دیگری بوسد
با خود عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم بگویم از تو دلگیرم ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم
اگرهردم نفسهایت به داغستان لبهایم گل تبخال رویاند/من این تبخال شیرین راکه تنهایادگارتوست به دنیایی نمی بخشم.
گفتمش یک بوسه خواهم از لبت ، گفتا مخواه من بدهکارت
نیم کزمن طلبکاری کنی گفتمش یار وفادار توام ، گفتا بس است
من وفا کی از تو خواهم تا وفاداری کنی گفتمش شد ارغوانی
چهره ام از هجر ، گفت می توان با اشک خونین چهره گلناری
کنی
ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باش با ما چون نیستی
باهرکه خواهی یار باش
اتل متل جدائی عروسکم کجایی؟ گاو حسن پریشون یه دل دارم
پر از خون عشقم رفته هندستون خونم شده قبرستون یه عشق دیگه
بردار یه دنیا غصه بردار اسمشو بذار بچگی تا آخر زندگی
آچین و واچین تموم شد عمر منم حروم شد
!!
تو که میدونی من زیاد به خیابون ها وارد نیستم میشه بگی
باید از کدوم طرف قربونت برم ؟
!!
امیدوارم تو خونه پماد سوختگی داشته باشی چون برات یه
بوس داغ فرستادم
!
چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو پس چرا نیستی پیشم؟
نگاه خیس تو کو؟ گوش گوش دوتا گوش ، یه دست باز یه آغوش
بیا بگیر قلبمو ، یادم تورا فراموش چوب چوب یه گردن ،
جایی نری تو بی من! دق می کنم میمیرم ، اگه دور بشی از من
دست دست دوتا پا ، یاد تو مونده اینجا یادت میاد که گفتی ،
بی تو نمیرم هیچ جا من؟ من؟ یه عاشق، همون مجنون سابق
...
بعضیا با غصه پیرن بعضیا با غم رفیقن... بعضیا از بس
عزیزن هرگز از دلها نمیرن
!!
دوستان را یادکردن عار نیست قیمت کاغذ که صد دینار نیست
دوستان را یاد کن تا زنده ای بعد مردن دوستی در کار نیست
همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن. قطره قطره می چکم از
چشم خود پاکم مکن
...
چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غمهایم بیا ای دوست با
من باش که من تنهای تنهایم
آن کبوتر که لب بام شما پر زد و رفت دل من بود که آمد
به شما سر زد و رفت
اگه باهات نبودم برات که بودم اگه چشات نبودم نگات که
بودم اگه حرفات نبودم صدات که بودم اگه خودت نبودم فدات که
بودم
...
تورا می خواستم تا در جوانی نمیرم از غم بی همزبانی غم
بی همزبانی سوخت جانم چه می خواهم دگر زین زندگانی؟
!
ما به حساب شما میلیون ها گل بنفشه واریز کردیم!! شما
می توانید از طریق مهرکارت برداشت کنید
...
هرکجا دور از تو باشم نازنین غربت نشینم هرکجا پایت
گذاری خاک نرم آن زمینم
یک نفر هیچ وقت نمی تونه توی یک رودخونه 2 بار شنا کنه.
چون دفعه دوم نه اون آدم آدم قبلیه و نه آب رودخونه همون
آب قبلیه
!!
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت
کیست؟ برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست
...
زندگی گریه ی مختصریست... مثل یک فنجان چای... و کنارش
عشق است... مثل یک حبه قند... زندگی را با عشق نوش جان
باید کرد
...
در خلوت من نگاه سبزت جاریست این قسمت بی تو بودنم
اجباریست افسوس نمی شود کنارت باشم بی تو هر ثانیه و هر
لحظه ی من تکراریست
...
کاش میشد که در این قرن عجیب همه بودند به خوش بویی سیب
سیب یعنی که تو زیبا هستی تو رباینده دلها هستی سیب
یعنی اثر بوسه ای ناز روی لبهای ترک دار نیاز سیب یک واژه
تو خالی نیست پر عطر است گل قالی نیست
دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟ من مرغ اسیرم به
عزیزم چه نویسم؟ ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد با آن
دل گریان به عزیزم چه نویسم؟
فدات فدات یه بوس برات کنج لبات یه چسب بزن بچسبونش که
در نره از رو لبات
!!
به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک چرا باید به دور تو
بگردم؟! ند آمد تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا
من بگردم
عشق کلامی از نور است که دستی نورانی آن را بر برگی از
نور نگاشته است
...
یارب دل دوستان پر از غم نکنی با تیر بلا قامت ما خم
نکنی ای چرخ تو را به قرآن سوگند یک مو ز سر عزیز ما کم
نکنی
گفتم به گل زرد چرا رنگ منی افسرده و دلتنگ چرا مثل منی
من عاشق اویم که رنگم شده زرد تو عاشق کیستی که همرنگ منی
...
باید آهسته نوشت ، با دل خسته نوشت ، با لب بسته نوشت
گرم و پررنگ نوشت... روی هر سنگ نوشت تا بخندند همه که اگر
عشق نباشد دل نیست
من در این شهر غریبم و در این خاک فقیر به کمند تو
گرفتار و به دام تو اسیر آتش عشق چنان در دلم افروخته بود
دیده گر آب نمی ریخت جگر سوخته بود
...
تو ایران خطی خرابتر از ایرانسل نیست... ایرانسلتیم
!!!
عشق با غرور زیباست ولی اگر عشق را به قیمت فروریختن
دیوار غرورت گدایی کنی ، آن وقت که دیگه عشق نیست صدقه هست
!
به اندازه قلیون دوستت دارم اگه گفتی چرا ؟! ق : برای
قشنگیت ل : برای لبخندت ی : برای یکی بودنت و : برای وفایت
ن : برای نگاهت
تو اولین جنگاوری هستی که قلعه قلب مرا با تیر نگاه و
کمان ابروانت فتح کردی و مرا اسیر زلفانت نمودی
...
کاش در کتاب قطور زندگی ، سطری باشیم ماندنی نه حاشیه
ای از یاد رفتنی
...
دلم میخواد برات بمیرم ولی خودت که میدونی پهلوانان
هرگز نمیمیرند
...!!
هرکه با ما دوست باشد سرور و سالار ماست یاد او درمان
ما و قلب او در قلب ماست
...
داستان زندگی من قصه ایست متن آن وجود تو پایان آن نبود
تو
...
در دریای عشقت شنا کردم ناگهان قورباغه ای دیدم فرار
کردم
...!!!
صداقت یعنی از افقها به قصد رویت گذشتن... میان کوچه
های سبز احساس به دنبال قدمهای تو گشتن... نجابت یعنی از
باغ نگاهت... به رسم عاطفه یک پونه چیدن... میان سایه روشن
های احساس... تو را از پشت یک آیینه دیدن
...
آبروی اهل دل از خاک پای مادر است سربلندی ز دو عالم از
دعای مادر است آن بهشتی که قرآن میدهد توصیف آن صاحب قرآن
بگفتا زیر پای مادر است
...
جز من اگرت عاشق و شیداست بگو ور میل دلت به جانب ماست
بگو ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو،نیست
بگو،راست بگو
...!
منم آن شعله آتش که از هر شمع برخیزم... تمام هستی خود
را فقط به پای تو ریزم... درون قلب من فرمانروایی کن... که
از موی تو برخیزد همه عطر دل انگیزم
...
من عاشق آن دیده چشمان سیاهم بیهوده چه گویم که پریشان
نگاهم گر مستی چشمان سیاه تو گناه است من طالب آن مستی و
خواهان گناهم
...
بادبادک رفت بالا... قرقره از غصه لاغر شد
!!
بدترین فریب عاشق شدنه ! چون خودت رو به چیزی متعلق می
کنی که یه روزی از دستت میره
...
در سکوت دادگاه سرنوشت عشق بر ما حکم سنگینی نوشت...
گفته شد دل داده ها از هم جدا وای بر این حکم و این قانون
زشت
...
دل هیچکس نمی سوزد برای حال غمناکم مگر سوزد همان شمعی
که میسوزد سر خاکم
...
اگر روزی دلت لبریز غم بود گذارت بر مزار کهنه ام بود
بگو این بی نصیب خفته در خاک یه روزی عاشق و دیوانه ام بود
...
زندگی 4تا پیچ داره : تولد ، عشق ، ازدواج ، مرگ. سر
کدوم پیچ منتظرت باشم؟
!!
خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به من خسته ،
بی کمان برسد شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که
سهم تو باشد به دیگران برسد خدا کند ، که نفرین نمی کنم
نکند به او که عاشق او بوده ام زیان برسد خدا کند فقط این
عشق از سرم برود خدا کند که فقط زود آن زمان برسد
...
بی دلی هم عالمی داره ؛ کاش هیچ وقت دلی نداشتیم تا
نشکنه ، نسوزه و تنگ نشه
!
ترسم که شبی از غم ناگه بمیرم در بستر دلسوز با آه
بمیرم آن لحظه آخر که اجل گفت بمیر ای کاش تو را بینم و
آنگاه بمیرم
غربت را نباید در شهر الفبای غربت جستجو کرد ، همین که
عزیزت نگاهش را از تو گرفت... تو غریبی
!
دریای طوفانی ، ناخدای لایق می سازد... همیشه ممنون
لحظات سخت زندگی باش
...
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند ولی حیف که من زاده ی
امروزم... خدایا جهنم فرداست پس چرا امروز می سوزم ؟
!!
در قمار زندگی عاقبت ما باختیم... بس که تک خال محبت بر
زمین انداختیم
!
در کرانه محبت رنگ چشمانت را دیدم در عمق بی کران آسمان
رخ تو را دیدم دیدنت آرزوی من شده آن را از من دریغ مکن
کوه باشی صخره هایت می شوم... اشک باشی دیدگانت می
شوم... رود باشی چشمه سارت می شوم... دوست باشی دوستدارت
می شوم
...!
هرکه بد ما به خلق گوید ما سینه او نمی خراشیم، ما خوبی
او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم
اس ام اس های زیبا و عاشقانه خود را به شماره
09181707874 ارسال کنید تا با نام خودتان در سایت ام ایکس قرار دهیم.